خرید بک لینک

حیف از این عمری که بی شبهای مویت بگذرد

حیف از این شبها که بی مهتـــــابِ رویت بگذرد

من حســـودی می کنم وقتی که بادی بی هوا

با خیـــــالِ بوسه گاهی از گلــــــویت بگذرد

خودخوری ها می کنم چون مرد مفلس هر زمان

زرگری گوهرشناس از سمت و سویت بگذرد

نامه ها را یک به یک بعد از نوشتن خط زدم

تا مبــــادا قاصدی از شهر و کویت بگذرد

کاش می شد با تو از این هم رهـــــاتر حرف زد

در میان حرف گاهی لفظِ "بانــــــو" بگذرد

|محمود صادقی|

برچسب: حیف از این روزا که من,حیف از این رویای روشن,حیف از این عمر,حیف از این آه خواب کوتاه,حیف اینطوری تموم شد,شعر حیف از این عمر,حیف اینجوری تموم شد,حیف این عمر,حیف این همه خوبی,حیف این همه محبت, نویسنده: رضا مرادیان تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 2:33

صفحه بندی